آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟؟؟؟؟

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟
نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا ؟
عمر ما ار مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا ؟
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا ؟
وه که با این عمر های کوته بی اعتبار
این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا ؟
آسمان چون جمع مشتاقان ، پریشان می کند
درشگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا ؟
شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر
راه عشق است این یکی بی مونس و تنها چرا ؟
بی مونس و تنها چرا ؟
تنها چرا ؟ حالا چرا
" استاد شهریار"
سیلوووووووووووووووووووووم دوکس جونیای خودم خوفید؟![]()
امیدوارم حالتون همیشه خدا خوف باشه و از اپ جدیدمم خوشتون بیاد![]()
من خودم عاشق این شعر استاد شهریارم یه حس خاصی نسبت
بهش دالم
دوکستون دالم بای تا های![]()
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز











